خرید بک لینک

امشب با وحید و محمود بعد مدتها خاطرات 1 رو 1 کردیم. عارف هم که تازه از آمریکا به ایران برگشته، امشب ساعتی با ما بود. حالا این تجربه ایکه میگم از ساعت ۹ شب شروع شد. الان سه نفره اومدیم سمت شهمیرزاد. متین خونه تنهاست، مثل شراره و تارا و مهتاب که رفته شیراز.

تموم اینها رو در این حالت خودم و بالا و پایین ماشین نوشتم که اینو یادداشت کنم:

متین جان!

همسر جان!

رفیق جان!

خیلی دوستت دارم. ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی، حتی لذت تجربه های مجدد مجردی.

برچسب: نویسنده: رادین اکبری تاريخ: يکشنبه 23 ارديبهشت 1403 ساعت: 12:26

صفحه بندی