دوشنبه شیمی درمانی میشه. خونه ش مثل بازار شام بود. من و مرجان میمونیم که خونه ش رو تمیز کنیم ، منم باهاش برم بیمارستان. آقااااااا روزهای عجیبیه.عجیب میگم میشنوید.
وحید، دلم برات تنگ شده . دوستت دارم
برچسب:
نویسنده: رادین اکبری
تاريخ: يکشنبه
12 شهريور
1402 ساعت: 22:33